تبلیغات
شموس

شموس

بسم الله الرحمن الرحیم


ظهور امام قائم علیه السّلام بر منبر كوفه‏
امام صادق علیه السّلام فرمود: گویى من حضرت قائم علیه السّلام را بر منبر كوفه مى‏بینم كه قبایى بر تن دارد و از جیب قباى خود نامه‏اى را كه به طلا مهر شده بیرون مى‏ آورد و مهر را مى‏ شكند و نامه را براى مردم مى‏ خواند، و در اثر شنیدن مضمون آن، مردمان همچون گله گوسفند از پیرامون او برمند و كسى جز رؤسا باقى نماند و او سخن دیگرى گوید، و مردم فرارى چون پناهگاهى نیابند به سوى آن حضرت باز گردند، و البتّه من سخنى را كه او خواهد گفت مى‏ دانم.(1)
------------------------------------------------------------
(1)
بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 214




طبقه بندی: امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
برچسب ها: الله، امام، امام صادق، امام قائم، ظهور، کوفه، منبر،
[ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چرا باید ابو بكر و عمر و عثمان خلیفه شوند؟!!

گزیده ای از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) به اشعث بن قیس:

تعجب است! تعجب بسیار از جاهلان این امت و گمراهان و راهنمایان و كشانندگان آنان به آتش، چرا كه آنان از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدند كه بارها فرمود: «هیچ امّتى امور خود را بدست كسى نمى‏سپارند كه در میان ایشان داناتر از او باشد مگر آنكه كارشان همچنان رو به سقوط مى‏رود تا به آنچه ترك كرده‏اند بازگردند». مردم قبل از من امر خود را بدست سه نفر سپردند كه هیچ كدام از آنان قرآن را جمع آورى نكرده بود و نه ادّعا داشت كه به كتاب خدا و سنت پیامبرش علم دارد. در حالى كه یقینا مى‏دانستند كه من داناترین آنان به كتاب خدا و سنّت پیامبرش و فقیه‏ترین و قرائت‏كننده‏ترین آنها نسبت به كتاب خدا، و بهترین قضاوت‏كننده به حكم خدا هستم، و هیچ كدام از آن سه نفر سابقه نیك و تحمل سختیها با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را در همه جنگهایش نداشتند. آنان بخاطر ترس و پستى و تمایل به زندگى نه تیرى انداختند و نه نیزه‏اى زدند و نه شمشیرى كشیدند، در حالى كه مى‏دانستند پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شخصا جنگید و ابىّ بن خلف و مسجع بن عوف را كشت (1)، و آن حضرت از شجاعترین مردم و شدیدترین آنها در برخورد با دشمن و سزاوارتر از همه به این كار بود.

و همچنین یقینا مى‏دانند كه در میان مردم كسى نبود كه جاى مرا بگیرد، و هیچ كس جز من به جنگ شجاعان نمى‏رفت و قلعه‏ها را فتح نمى‏كرد، و هیچ گاه بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مشكلى پیش نمى‏آمد و یا كارى و تنگنایى و كار پیچیده‏اى آن حضرت را ناراحت نمى‏نمود مگر آنكه مى‏فرمود: «برادرم على كجاست؟ شمشیرم كجاست؟ نیزه‏ام كجاست؟ آنكه غم و غصه را از روى من مى‏برد كجاست؟» و مرا پیش مى‏فرستاد. من هم پیش مى‏رفتم و جان خود را فداى او مى‏نمودم (2)، و خداوند بدست من ناراحتى را از روى آن حضرت زایل مى‏نمود. خداوند عز و جل و پیامبرش بر من منت و انعام دارند كه مرا به این امر اختصاص داده و موفّق فرموده‏اند.(3)

----------------------------------------------

(1) در بحار: ج 20 ص 77 ح 15 روایت كرده كه ابىّ بن خلف در مكه به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله گفت: من این اسبم كه نامش عوراء است علف مى‏دهم تا بر روى آن تو را بكشم. حضرت فرمود: بلكه ان شاء اللَّه من این كار را مى‏كنم. روز جنگ احد با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله روبرو شد. وقتى نزدیك شد حضرت حربه‏اى را از حارث بن صمه گرفت و به سمت او رفت و به او زد و بازگشت. او به سمت مشركین مى‏رفت و مى‏گفت:« محمد مرا كشت». به او گفتند: به تو ضربه كارى وارد نشده! گفت: او در مكه به من گفت: تو را مى‏كشم و اگر آب دهان بر من مى‏انداخت مرا كشته بود. طولى نكشید كه در« شرف» از دنیا رفت.

 و اما مسجع بن عوف قضیه‏اش در مدارك موجود یافت نشد.

(2) با جان خود او را حفظ مى‏كردم.

(3) اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 360-361

 




طبقه بندی: امیرالمؤمنین-احادیث، دشمنان،
برچسب ها: الله، پیامبر، امیرالمومنین، علی، ابوبكر، عمر، عثمان،
[ سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم


آرزوى دیدار امام قائم علیه السّلام در تندرستى و عافیت‏
معاویة بن عمّار از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏ كند كه فرمود: هر گاه كسى از شما آرزوى دیدار حضرت قائم علیه السّلام را كند باید آرزو كند كه این دیدار در تندرستى و عافیت باشد، زیرا خداوند، محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به مهر و مهربانى مبعوث فرمود و حضرت قائم علیه السّلام را براى انتقام گرفتن برخواهد انگیخت.(1)
-------------------------------------------------------------------------
(1)
بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 277




طبقه بندی: امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
برچسب ها: الله، پیامبر، امام، امام صادق، امام قائم، آرزو، دیدار،
[ دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سند بت‏پرستى ابو بكر و عمر از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

در آن روز (خندق) رفیقش ابو بكر به او گفت: «این رأى درست نیست، ما بت بزرگى را اختیار مى‏كنیم و آن را مى‏پرستیم! چون ما در امان نیستیم كه ابن ابى كبشه (یعنى‏ پیامبر) پیروز شود و در آن صورت موجب هلاك ما شود(1)، ولى این بت ذخیره‏اى براى ما خواهد بود كه اگر قریش پیروز شدند پرستش این بت را علنى مى‏نمائیم و به آنها اعلام مى‏كنیم كه از دین قبلى خود بر نگشته بودیم، و اگر دولت ابن ابى كبشه برگشت پنهانى بر پرستش این بت باقى مى‏مانیم»! جبرئیل نازل شد و این خبر را به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله رسانید. آن حضرت هم بعد از آنكه من عمرو بن عبد ودّ را كشتم آن را خبر داد و آن دو (ابو بكر و عمر) را صدا زد و فرمود: «در زمان جاهلیّت چند بت پرستیدید»؟! گفتند: اى محمّد، ما را به آنچه در زمان جاهلیّت گذشته سرزنش مكن. فرمود: «امروز چند بت پرستیده‏اید»؟! گفتند: قسم به خدایى كه تو را بر حق به پیامبرى مبعوث كرده، از زمانى كه دین تو را علنا پذیرفته‏ایم جز خدا را نپرستیده‏ایم! حضرت فرمود: اى على، این شمشیر را بگیر و به فلان مكان برو و بتى را كه این دو مى‏پرستند بیرون آور و خرد كن، و اگر كسى میان تو و آن بت مانع شود گردنش را بزن»! در اینجا آن دو به دست و پاى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله افتادند و گفتند: گناه ما را پنهان كن، خدا تو را بپوشاند. من به آن دو گفتم: «در پیشگاه خدا و رسولش ضمانت كنید كه جز خدا را نپرستید و هیچ چیز را شریك او قرار ندهید». آنها هم با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر این مطلب عهد و پیمان بستند.

من رفتم و آن بت را از مكانش بیرون آوردم و صورت و دستانش را شكستم و پاهایش را خرد كردم و نزد حضرت بازگشتم. بخدا قسم ناراحتى آن دو را نسبت به خودم را به خاطر این جریان، تا هنگامى كه مردند در صورت آنها مى‏دیدم!(2)

-----------------------------------------------

(1) یعنى اگر بت را علنى بپرستیم وقتى پیامبر پیروز شود از آن اطلاع پیدا مى‏كند و موجب هلاك ما مى‏شود.

(2)   اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 362

 




طبقه بندی: دشمنان،
برچسب ها: الله، پیامبر، امیرالمومنین، علی، مانع، ابوبكر، عمر،
[ یکشنبه 7 اردیبهشت 1393 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام زمان علیه السلام وقتى خروج مى‏كند كه مردم از ظهور او مأیوس شوند

ابان بن عقبه میگوید: از ابن عباس شنیدم كه میگفت: خدا مهدى علیه السّلام را بعد از آنكه (مردم) مأیوس مى‏شوند مبعوث خواهد كرد حتى اینكه مردم میگویند: مهدى در كار نیست و انصار او از اهل شام هستند، شماره یاران او سیصد و سیزده نفر كه مساوى با عدد اصحاب بدر است از شام بسوى او میروند تا اینكه او را از بین مكه از خانه‏اى كه نزدیك صفا است خارج میكنند و باكراه با او بیعت مى‏كنند پس بآن حضرت اقتداء میكنند و دو ركعت نماز مسافر نزدیك مقام میخوانند بعد از آن، آن حضرت بمنبر میرود.

قتاده از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت كرده كه فرمود: جمعیت‏هاى عراق و پهلوانان شام نزد مهدى علیه السّلام مى‏آیند و بین ركن و مقام با او بیعت میكنند.(1)

------------------------------

(1) فتنه و آشوبهاى آخر الزمان(ترجمه ملاحم و فتن)، ص: 47،باب صد و بیست و ششم

 




طبقه بندی: امام زمان-دنیا قبل از ظهور، امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
برچسب ها: الله، مهدی، ظهور، مأیوس، اصحاب، منبر، عباس،
[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

معنى كلمه تقوى‏

أبو برده، از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله روایت كرده كه فرمود: خداوند عزّ و جلّ در باره علىّ علیه السلام پیمانى به عهده من نهاد، عرض كردم: پروردگارا! آن را برایم آشكار ساز، فرمود: بشنو، گفتم: آماده شنیدنم، فرمود: على پرچم هدایت، و امام‏ دوستان مخلص من، و روشنگر راه كسى كه فرمانبردار من است مى‏باشد، و او كلمه‏اى است كه پرهیزكاران پیوسته ملازم اویند (حضرت اشاره به آیه 26 از سوره فتح نمود) كسى كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و شخصى كه فرمانبردارى او را بكند مرا اطاعت نموده است.(1)

---------------------------------------------

(1) معانی الأخبار-ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 290

 

 




طبقه بندی: امیرالمؤمنین-فضائل،
برچسب ها: الله، پیامبر، امیرالمومنین، علی، دوست، پرهیز،
[ جمعه 5 اردیبهشت 1393 ] [ 04:49 ب.ظ ] [ عبد ]
بسم الله الرحمن الرحیم

منبر پیامبر (صلی الله علیه و آله)

وقتى كه مسجد مدینه ساخته شد، پیامبر اكرم- صلّى اللَّه علیه و آله- در موقع خطبه خواندن و سخنرانى، در مقابل جمعیت بر تنه درخت خرمایى كه در صحن مسجد بود، تكیه مى‏داد تا اینكه یكى از یاران آن حضرت، منبرى از چوب با دو پله و عرشه ساخت. نخستین بار كه پیامبر بر منبر نشست، درخت به ناله در آمد. پیامبر آن را به طرف خود خواند. تنه درخت، زمین را شكافت و به طرف پیامبر آمد و مردم در اطراف نگاه مى‏كردند. حضرت او را در بغل گرفت و با او سخن گفت. پس درخت ساكت شد، سپس حضرت فرمود: به جاى خود برگرد. مردم نیز گوش مى‏دادند. درخت جاى خود برگشت. پس یقین و بصیرت مؤمنان زیاد شد و منافقان هم آنجا بودند و آن حدیث را نقل مى‏كردند ولى هوا و هوس، قلبها را مى‏میراند(1)

--------------------------------------

(1) بحار: 17/ 375، حدیث 33.




طبقه بندی: حضرت رسول الله،
برچسب ها: الله، پیامبر، رسول الله، درخت، مؤمن، منافق، حدیث،
[ دوشنبه 7 بهمن 1392 ] [ 05:17 ب.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امام زمان(عجل الله فرجه)

[صحیح ابن ماجه‏] در «ابواب الفتن» در باب ظهور حضرت مهدى (عج)، به سند خود، از «عبد الله» روایت مى‏كند، هنگامى كه حضور رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شرفیاب بودیم، گروهى از جوانان بنى هاشم از آنجا عبور مى‏كردند، همین كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله آنها را دید، دیدگانش اشك آلود شد و رنگ چهره مباركش تغییر كرد. عرض كردیم: یا رسول الله! آرزو مى‏كنیم كه هرگز چهره شما را غمناك و متأثر نبینیم! فرمود: ما خاندانى هستیم كه خداى تعالى آخرت را بجاى دنیا براى ما برگزیده است. و من یقین دارم پس از درگذشت من، اهل بیتم گرفتار شكنجه امتم قرار مى‏گیرند طوریكه آنها را از پاى درمى‏آورند و از شهرى به شهرى و از مكانى به مكان دیگر، آواره‏شان مى‏سازند. و این رفتار را همواره ادامه مى‏دهند تا هنگامى كه مردمى از جانب مشرق با پرچمهاى سیاه ظهور مى‏كنند، اینان از مردم درخواست خیر مى‏كنند. مردم به آنها پاسخ درستى نمى‏دهند در نتیجه با آنها نبرد مى‏كنند و پیروز مى‏شوند. و آنچه را خواسته‏اند به آنها مى‏دهند لیكن آنها نمى‏پذیرند و بدین حال به سر مى‏برند تا اختیارات كامل را در دست مردى از اهل بیت من قرار دهند. او هم به حسب وظیفه‏اى كه دارد با مخالفان نبرد مى‏كند تا دنیا را همانطور كه بى‏عدالتى فراگرفته است، از عدل و داد لبریز سازد.

اینك كسى كه آنها را دریابد دست از دامن آنها برندارد هر چند هم در شدت سرما و ناراحتى باشد.

مؤلف گوید: «محب طبرى» این حدیث را در [ذخائر ص 17] نقل كرده و اظهار داشته «ابو حاتم بن حبّان» این حدیث را روایت كرده است.

 «سیوطى» هم در «الدّر المنثور» ذیل تفسیر آیه شریفه فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً؛ هیچ انتظارى ندارند جز اینكه قیامت ناگهان برپا شود. در سوره «محمد» كه سوره قتال نیز نامیده مى‏شود، گفته است «ابن ابى شیبه» این حدیث را نقل نموده است.(1)

----------------------------------------

(1) فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 340و341




طبقه بندی: حضرت رسول الله، امام زمان،
برچسب ها: الله، رسول الله، امام زمان، ظهور، فضائل، صحاح، اهل سنت،
[ چهارشنبه 2 بهمن 1392 ] [ 09:40 ب.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عمر و فضائل امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

از «عمر بن خطّاب» روایت است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرمود: هیچكسى به اندازه على علیه السّلام به كسب فضائل نائل نیامده است؛ فضائل آن حضرت به اندازه‏اى است كه هر كسى به حقیقت آنها برسد، او را به راه راست هدایت مى‏كند و از گمراهى رهائى مى‏بخشد.

 «طبرانى» هم، این روایت را نقل كرده است.(1)

-------------------------------------------

(1) الریاض النضرة 2/ 214،فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏1، ص: 289




طبقه بندی: حضرت امیرالمؤمنین،
برچسب ها: الله، امیرالمؤمنین، امیرالمومنین، فضایل، فضائل، صحاح، عمر،
[ سه شنبه 1 بهمن 1392 ] [ 02:35 ق.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت امام حسین از زبان اهل بیت(علیهم السلام)

قسمت دوم

---------------------------------------------------------- 

حال‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌جعفر(ع) در روز عاشورا از زبان‌ حضرت‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا(ع)

))كان‌ ابی‌ اذا دخل‌ شهر المحرم‌، لا یری‌ ضاحكا و كانت‌ الكآب تغلب‌ علیه‌، حتی‌ یمضی‌ منه‌ عشر ایام‌ فاذا كان‌ یوم‌ العاشر كان‌ ذلك‌ الیوم‌ یوم‌ مصیبه‌ و حزنه‌ و بكائه‌

ویقول‌: هو الیوم‌ الذی‌ قتل‌ فیه‌ الحسین‌(ع)

((  حضرت‌ رضا(ع) می‌فرماید: آن‌گاه‌ كه‌ ماه‌ محرم‌ آغاز می‌شد، دیگر پدرم‌ خندان‌ دیده‌ نمی‌شد و حزن‌ و غم‌ بر او چیره‌ می‌گشت‌ تا روز عاشورا كه‌ آن‌ روز، روز مصیبت‌ و حزن‌ و گریه‌اش‌ بود و می‌فرمود: در چنین‌ روزی‌ حسین‌(ع) كشته‌ شد.(25)

 --------------------------------------------------------------------------------

مصیبت‌ امام‌ حسین‌(ع) چشمان‌ ما را خسته‌ و مجروح‌ كرده‌ است‌

حضرت‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا علیه‌ آلاف‌ التحیه‌ والثنا می‌فرماید:

))ان‌ یوم‌ الحسین‌ اقرح‌ جفوننا و اسبل‌ دموعنا و اذل‌ عزیزنا بارض‌ كرب‌ وبلا و اورثتنا الكرب‌ والبلا الی‌ یوم‌ الانقضا((

همانا روز (مصیبت‌) حسین‌(ع)، دیدگان‌ ما را خسته‌ و مجروح‌ كرده‌ است‌. (از كثرت‌ و شدت‌ گریه) و اشك‌های‌ ما را ریزان‌ نموده‌ است‌. عزیزان‌ ما را در آن‌ سرزمین‌ غم‌ و بلا گرفتار خواری‌ (ظاهری‌) شدند. مصایب‌ آن‌ روز به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ برای‌ همیشه‌ ما را غمگین‌ و داغدار كرده‌ است‌.(26)

---------------------------------------------------------------------------------- 

مصافحه‌ انبیا و ملایكه‌ با زایر كربلای‌ امام‌ حسین‌(ع)

حضرت‌ امام‌ محمد تقی‌(ع) فرمود:

))من‌ زار الحسین‌ لیله‌ ثلاث‌ عشرین‌ من‌ شهر رمضان‌، و هی‌ اللیله‌ التی‌ یرجی‌ ان‌ تكون‌ لیله‌ القدر وفیها یفرق‌ كل‌ امر حكیم‌، صافحه‌ اربعه‌ و عشرون‌ الف‌ ملك‌ و نبی‌ كلهم‌ یستاذن‌ الله‌ فی‌ زیار الحسین‌ فی‌ تلك‌ اللیل((

هر كسی‌ در شب‌ بیست‌ و سوم‌ رمضان‌ كه‌ امید است‌ همان‌ شب‌ قدری‌ باشد كه‌ هر امری‌ ط‌بق‌ حكمت‌ حضرت‌ حق‌ تنظ‌یم‌ می‌شود، امام‌ حسین‌(ع) را زیارت‌ كند، بیست‌ و چهار هزار فرشته‌ و پیامبر با این‌ زایر مصافحه‌ می‌كنند و آن‌ها همان‌ گروهی‌ هستند كه‌ از خداوند برای‌ زیارت‌ حضرت‌ سیدالشهدا (ع) در چنین‌ شبی‌ اذن‌ می‌ط‌لبند.(27)

----------------------------------------------------------------------------------

گناهان‌ زایر امام‌ حسین‌(ع) آمرزیده‌ می‌شود

حضرت‌ امام‌ علی‌ النقی‌(ع) فرمود:

))من‌ خرج‌ من‌ بیته‌، یرید زیاره‌ الحسین‌(ع) بن‌ علی‌ (ع)

فصار الی‌ الفرات‌، فاغتسل‌ منه‌، كتبه‌ الله‌ من‌ المفلحین‌،

فاذا سلم‌ علی‌ ابی‌ عبدالله‌(ع) كتب‌ من‌ الفائزین‌ فاذا فرغ‌

من‌ صلوته‌، اتاه‌ ملك‌، فقال‌: ان‌ رسول‌ الله‌ یقروك‌ السلام‌

و یقول‌ لك‌: اما ذنوبك‌ فقد غفر لك‌، فاستانف‌ العمل‌((

هر كسی‌ از منزل‌ خویش‌ به‌ قصد زیارت‌ حسین‌(ع) خارج‌

شود و به‌ فرات‌ رود و غسل‌ كند، خدا نامش‌ را در زمره‌

رستگاران‌ می‌نویسد و چون‌ به‌ آن‌ حضرت‌ سلام‌ دهد از

فایزین‌ محسوب‌ می‌شود، و آنگاه‌ كه‌ از نمازش‌ فارغ‌

شود، فرشته‌ای‌ به‌ او می‌گوید: رسول‌ خدا بر تو درود

می‌فرستد و به‌ تو می‌فرماید:

گناهانت‌ بخشیده‌ شد، پس‌ عمل‌ را از نو آغاز كن‌.(28)

---------------------------------------------------- 

حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكری‌ خدا را به‌ امام‌ حسین‌(ع) قسم‌ می‌دهد

حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكری‌(ع) می‌فرماید:

))اللهم‌ انی‌ اسئلك‌ بحق‌ المولود فی‌ هذا الیوم‌، الموعود

بشهادته‌ قبل‌ استهلاله‌ و ولادته‌، بكته‌ السما و من‌ فیها و

الارض‌ و من‌ علیها، و لما یط‌ا لا بتیها، قتیل‌ العبر و سید

الاسر، الممدود بالنصره‌ یوم‌ الكر، المعوض‌ من‌ قتله‌ ان‌

الائمه‌ من‌ نسله‌، و الشفا فی‌ تربته‌((

خدایا! از تو مسالت‌ دارم‌ به‌ حق‌ نوزادی‌ كه‌ در چنین‌

روزی‌ )سوم‌ شعبان‌( تولد یافته‌; همان‌ كه‌ پیش‌ از

ولادتش‌ وعده‌ شهادتش‌ داده‌ شده‌ است‌; او كه‌ آسمان‌ و

آسمانیان‌ و زمین‌ و زمینیان‌ در مصیبت‌ وی‌ گریه‌ كردند،

در حالی‌ كه‌ هنوز بر زمین‌ گام‌ ننهاده‌ بود; همان‌ كه‌ كشته‌

گریه‌ است‌ و بزرگ‌ خاندان‌; كسی‌ كه‌ در رجعت‌ پیروز

گردد; و او كه‌ به‌ خاط‌ر پاداشی‌ از پاداش‌های‌ شهادتش‌،

تداوم‌ امامت‌ در نسلش‌ و شفا در تربتش‌ نهاده‌ شده‌ است‌.(29)

-------------------------------------------------------------------------

حضرت‌ بقیالله‌ الاعظ‌م‌ صاحب‌ العصر و الزمان‌ در

مصیبت‌ جد مظ‌لومش‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ الحسین‌(ع) به‌

جای‌ اشك‌ خون‌ می‌گرید

حضرت‌ صاحب‌ الامر ارواحنا فداه‌ می‌فرماید:

))فلئن‌ اخرتنی‌ الدهور و عاقنی‌ عن‌ نصرك‌ المقدور، و لم‌

اكن‌ لمن‌ حاربك‌ محاربا ولمن‌ نصب‌ لك‌ العداو

مناصبا، فلاند بنك‌ صباحا و مسا، ولا بكین‌ لك‌ بدل‌

الدموع‌ دما((

اگر زمانه‌ به‌ تاخیرم‌ انداخت‌ و مقدرات‌ الهی‌ از یاری‌ات‌

بازم‌ داشت‌ و نتوانستم‌ در ركاب‌ تو با دشمنانت‌ بجنگم‌،

ولی‌ از صبح‌ تا شام‌ در یاد تو اشك‌ ماتم‌ از دیده‌ می‌بارم‌

و به‌ جای‌ اشك‌، خون‌ می‌گریم‌.(30)

عالم‌ ربانی‌ فخرالواعظ‌ین‌ حج الاسلام‌ و المسلمین‌ حاج‌ میزرا احمد

سیبویه‌ از عالم‌ اهل‌ معنا شیخ‌ حسین‌(ع) سامرایی‌ كه‌ از اتقیای‌ اهل‌ منبر در

عراق‌ بودند نقل‌ فرمودند: در ایامی‌ كه‌ در سامرا مشرف‌ بودم‌، عصر

جمعه‌ای‌ به‌ سرداب‌ مقدس‌ رفتم‌. غیر از من‌ كسی‌ در سرداب‌ نبود. حالی‌

پیدا كردم‌ و متوجه‌ مقام‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر7 شدم‌. در آن‌ حال‌

ناگهان‌ صدایی‌ از پشت‌ سر شیندم‌ كه‌ به‌ فارسی‌ فرمود: به‌ شیعیان‌ و دوستان‌

ما بگویید كه‌ خدا را به‌ حق‌ عمه‌ام‌ حضرت‌ زینب‌ قسم‌ دهند كه‌ فرج‌

مرا نزدیك‌ كند .

 

یا رب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة

-------------------------------------------------------------------

(25) امالی‌ صدوق‌، ص‌ 821، بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 482

(26) امالی‌ صدوق‌، ص‌ 821; بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 482

(27) وسائل‌ الشیعه‌، ج‌ 01، ص‌ 073

(28) وسائل‌ الشیعه‌، ج‌ 01، ص‌ 083; كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 581، 681

(29) بحارالانوار، ج‌ 89، ص‌ 743; مفاتیح‌ الجنان‌ اعمال‌ روز سوم‌ شعبان‌

(30) بحارالانوار، ج‌ 89، ص‌ 023

*منبع مطلب سایت امام حسین دات ارگ می باشد.




طبقه بندی: امام حسین،
برچسب ها: امام صادق، امام كاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسكری، امام زمان،
[ شنبه 25 آبان 1392 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ عبد ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت‌ امام‌ حسین‌(ع) از زبان‌ اهل بیت(علیهم السلام)‌:

قسمت اول

 

رسول الله(صلی الله علیه و آله) و امام حسین(علیه السلام)

((حسین منی و انا من حسین))

رسول الله (صلی الله علیه و آله)فرمود: حسین از من است و من از حسینم

-----------------------------------------------------------------------

یاد امام‌ حسین‌(ع) سبب‌ گریه‌ هر مومن‌ است‌

))نظ‌ر علی‌ الی‌ الحسین‌ فقال‌: یا عبره‌ كل‌ مومن‌، فقال‌: ا نا یا ابتاه‌، قال‌: نعم‌ یا بنی‌((

حضرت‌ علی‌ (ع)  به‌ حسین‌(ع) نگاه‌ كرد و فرمود: ای‌ كسی كه‌ یاد تو سبب‌ گریه‌ هر مومن‌ است‌. حضرت‌ حسین‌(ع)

فرمود: من‌ ای‌ پدر!؟ حضرت‌ علی‌ (ع)  فرمود: بله‌ ای‌ پسركم‌!(1)

----------------------------------------------------------------------- 

حضرت‌ زهرا(س) و نور امام‌ حسین‌(ع)

حضرت‌ زهرا(س) فرمود:

))فلما صارت‌ الست، كنت‌ لا احتاج‌ فی‌ اللیله‌ الظ‌لما الی‌ مصباح‌ و جعلت‌ اسمع‌ اذا خلوت‌ فی‌ مصلا ی‌ التسبیح‌ و التقدیس‌ فی‌ باط‌نی‌((

چون‌ كه‌ حسین‌(ع) شش‌ ماهه‌ شد، در شب‌ تاریك‌ نیاز به‌ چراغ‌ نداشتم‌.( حسین‌(ع) نورافشانی‌ می‌كرد.) و هنگام‌ خلوت‌ در مصلا یم‌، صدای‌ تسبیح‌ و تقدیس‌ حسین‌(ع) را از بطنم‌ می‌شنیدم‌.(2)

-----------------------------------------------------------------------

 هیچ‌ روزی‌ مانند روز امام‌ حسین‌(ع) نیست‌

حضرت‌ مجتبی‌(ع) بعد از بیاناتی‌ فرمودند:

))ان‌ الذی‌ یوتی‌ الی‌ سم‌ یدس‌ الی‌ فاقتل‌ به‌ و لكن‌ لا یوم‌ كیومك‌ یا ابا عبدالله‌((

آنچه‌ موجب‌ شهادت‌ من‌ می‌شود، سمی‌ است‌ كه‌ با دسیسه‌ به‌ كامم‌ می‌ریزند. اما ای‌ اباعبدالله‌! هیچ‌ روزی‌ )مصیبتی) مانند روز (مصیبت‌) تو نخواهد بود.(3)

 -----------------------------------------------------------------------

منم‌ كشته‌ گریه‌

حضرت‌ سیدالشهدا (ع) فرمود:

))ا نا قتیل‌ العبر، لا یذكرنی‌ مومن‌ الا  استعبر((

منم‌ كشته‌ گریه‌، هیچ‌ مومنی‌ مرا یاد نمی‌كند، مگر آن‌كه‌ اشك‌ غم‌ از دیدگان‌ وی‌ جاری‌ می‌شود.(4)

-------------------------------------------------------------------------

 فرشتگان‌ آسمان‌ بر امام‌ حسین‌(ع) گریه‌ كردند

حضرت‌ سیدالساجدین‌ علی‌ بن‌ الحسین‌(ع) فرمود:

))ا نا ابن‌ من‌ بكت‌ علیه‌ ملائكه‌ السما، ا نا ابن‌ من‌ ناحت‌ علیه‌ الجن‌ فی‌ الارض‌ و الط‌یر فی‌ الهوا((

من‌ فرزند كسی‌ هستم‌ كه‌ فرشتگان‌ آسمان‌ بر او گریستند و جن‌ در زمین‌ و پرندگان‌ در هوا بر او نوحه‌ كردند.(5)

-----------------------------------------------------------------------

آسمان‌ بر امام‌ حسین‌(ع) گریست‌

حضرت‌ امام‌ محمدباقر(ع) فرمود:

))ما بكت‌ السما علی‌ احد بعد یحیی‌ بن‌ زكریا، الا  علی‌ الحسین‌ بن‌ علی‌ فانها بكت‌ علیه‌ اربعین‌ یوما((

بعد از یحیی‌ بن‌ زكریا، آسمان‌ در مرگ‌ كسی‌ نگریست‌ مگر در شهادت‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع)  كه‌ چهل‌ روز در این‌ مصیبت‌ گریه‌ كرد.(6) 

-----------------------------------------------------------------------

امام‌ حسین‌(ع) و حضرت‌ یحیی‌(ع) 

شباهت‌ها

از حضرت‌ سجاد(ع) روایت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:

همراه‌ امام‌ حسین‌(ع) خارج‌ شدیم‌. پدرم‌ در هیچ‌ منزلی‌ فرود نمی‌آمد و كوچ‌ نمی‌كرد، مگر این‌كه‌ یحیی‌ بن‌ زكریا(ع) را یاد می‌فرمود.(7)

 

1ـ مدت‌ حمل‌ هر دو شش‌ ماه‌ بود.

2 ـ درباره‌ هر دو بشارت‌ آسمانی‌ آمد.

))یا زكریا انا نبشرك‌ بغلام‌ اسمه‌ یحیی‌(((8)

 درباره‌ امام‌ حسین‌(ع) در حدیث‌ آمده‌ است‌ كه‌ جبرئیل‌ بر پیامبر (ص)

نازل‌ شد و گفت‌: ای‌ محمد(ص) !

))ان‌ الله‌ یقر علیك‌ السلام‌ و یبشرك‌ بمولود یولد من‌ فاط‌مه تقتل امتك‌ من‌ بعدك‌(((9)

3ـ اسم‌ هر دو بدون‌ واسط‌ه‌ از جانب‌ خدا انتخاب‌ شد.

4ـ هیچ‌ یك‌ از پستان‌ مادر شیر نخوردند; حضرت‌ یحیی‌(ع) به‌ آسمان‌ برده‌ شد و از نهرهای‌ بهشت‌ تناول‌ نمود و بعد از شیرخوارگی‌ نزد پدر نازل‌ شد.(10)

امام‌ حسین‌(ع) با مكیدن‌ زبان‌ پیامبر (ص) تغذیه‌ كرد.(11)

5 ـ هر دو می‌درخشیدند.

درباره‌ حضرت‌ یحیی‌ وارد است‌:

))كان‌ البیت‌ یضی‌ بنوره‌((

نور جمالش‌، خانه‌ را منور می‌كرد.(12)

و درباره‌ حضرت‌ حسین‌(ع) وارد است‌ كه‌ راوی‌ گوید:

))لقد شغلنی‌ نوروجهه‌ وجمال‌ هیبته‌ عن‌ الفكر فی‌ قتله‌(((13)

6ـ هیچ‌ یك‌ از آن‌ دو بزرگوار در ط‌ول‌ عمر خود خوش‌حال‌ نشدند و اگر فرحی‌ بر ایشان‌ ایجاد می‌شد، تبدیل‌ به‌ حزن‌ می‌شد.(14)

7ـ قاتلین‌ هر دو زنازاده‌ بودند.(15)

و در حدیث‌ آمده‌ كه‌ در جهنم‌ منزلی‌ است‌ كه‌ احدی‌ مستحق‌ آن‌ نیست‌ مگر قاتل‌ امام‌ حسین‌(ع) و قاتل‌ حضرت‌ یحیی‌(ع).(16)

8ـ زمین‌ و آسمان‌ بر ایشان‌ گریستند، بلكه‌ خون‌ گریه‌ كردند.(17)

9ـ خورشید بر آن‌ دو بزرگوار گریست‌; گریه‌ به‌ این‌ صورت‌ بود كه‌ به‌ رنگ‌ خون‌ ط‌لوع‌ و غروب‌ كرد.(18)

10ـ سر هر دو نفر، بعد از شهادت‌ تكلم‌ كرد. سر یحیی‌ به‌ پادشاه‌ گفت‌: از خدا بترس‌! سر مبارك‌ حسین‌(ع) مكرر قرآن‌ خواند.(19)

11ـ یحیی‌ را به‌ ط‌ریق‌ صبر كشتند.(20)

امام‌ حسین‌(ع) با این‌كه‌ در میدان‌ جنگ‌ شهید شدند، باز به‌ ط‌ریق‌ صبر بود، چنان‌ كه‌ امام‌ سجاد در كوفه‌ فرمود: ((ا نا بن‌ قتل‌ صبرا (((21)

معنای‌ ((قتل‌ صبر)) آن‌ است‌ كه‌ جانداری‌ را نگه‌ دارند و چیزی‌ به‌ سوی‌ او پرتاب‌ كنند تا كشته‌ شود.

21 ـ سر حضرت‌ یحیی‌(ع) را برای‌ زنازاده‌ای‌ از بنی‌اسرائیل‌ هدیه‌ بردند و سر حضرت‌ حسین‌(ع) را برای‌ ابن‌زیاد و یزید هدیه‌ بردند.(22)

-------------------------------------------------------------------- 

تفاوت‌ در شهادت‌ آن‌ دو بزرگوار

1ـ بشارت‌ به‌ تولد یحیی‌ سبب‌ شادی‌ زكریا شد; اما بشارت‌ به‌ تولد امام‌ حسین‌(ع) سبب‌ حزن‌ گردید.

2ـ با این‌كه‌ هر دو به‌ ط‌ریق‌ صبر كشته‌ شدند، اما آن‌قدر زخم‌ بر بدن‌ امام‌ حسین‌(ع) وارد شد كه‌ از حركت‌ افتاد و بعد، سرش‌ را بریدند.

3ـ سر یحیی‌(ع) را با دست‌ گرفتند و در تشت‌ بریدند ولی‌ حضرت‌ حسین‌(ع) را نیزه‌ به‌ پهلویش‌ زدند تا از اسب‌ به‌ زمین‌ افتاد و سرش‌ را بریدند.

4ـ عداوت‌ قاتل‌ یحیی‌(ع) با كشیدن‌ یك‌ كارد به‌ حنجر او ساكن‌ شد، اما در كربلا به‌ صدها ضربه‌ شمشیر و نیزه‌ و ضربه‌های‌ دیگر اكتفا نكردند و بعد از مرگ‌ بدن‌ شریفش‌ را پایمال‌ اسبان‌ كردند.

5 ـ سر یحیی‌(ع) را یك‌ بار هدیه‌ بردند; اما سر حسین‌(ع) مظ‌لوم‌ را بر سر نیزه‌ كردند و به‌ شهرها گردانیدند و با چوب‌ به‌ لب‌ و دندان‌ مباركش‌ زدند.

6ـ قاتل‌ یحیی‌(ع) با دیدن‌ سر مقدس‌ ایشان‌ متغیر شد، ولی‌ قاتل‌ حسین‌(ع) به‌ هنگام‌ دیدن‌ سر مباركش‌ تبسم‌ كرد.

7ـ یحیی‌ را از مسجد بیرون‌ آوردند، در حالی‌ كه‌ او هیچ‌ علاقه‌ و عیال‌ و طفلی‌ نداشت‌; اما آن‌ حضرت‌ را از خیمه‌ها بیرون‌ آوردند، در حالی‌ كه‌ زنان‌ حیران‌ تشنه‌ و دختران‌ صغیر، از بی‌ كسی‌ ناله‌ می‌كردند و آن‌ حضرت‌ آنان‌ را تسلی‌ می‌داد.

8ـ تمام‌ خون‌ یحیی‌(ع) در تشت‌ بود و یك‌ قط‌ره‌ كه‌ بر زمین‌ افتاد جوشید; اما در كربلا تمام‌ خون‌ را بر خاك‌ ریختند، مگر چند قط‌ره‌ای‌ كه‌ خود به‌ دست‌ مبارك‌ گرفت‌ و بر صورت‌ مالید و به‌ آسمان‌ پاشید.

9ـ وقتی‌ سر یحیی‌(ع) را بریدند، بدنش‌ سالم‌ ولی‌ بدن‌ حسین‌(ع) سوراخ‌ سوراخ‌ بود.

10ـ سر حضرت‌ یحیی‌(ع) را با یك‌ ضربت‌ كارد بریدند; اما در كربلا با دوازده‌ ضربت‌، سر آن‌ مظ‌لوم‌ را بریدند.

11ـ سر حضرت‌ حسین‌(ع) را بر سر نیزه‌ بلند نمودند و بر درخت‌ آویختند و بر دروازه‌ نصب‌ كردند و در تنور نهادند; ولی‌ سر یحیی‌ را فقط‌ در تشت‌ نهادند.(23)

----------------------------------------------------------------------- 

گریستن‌ بر امام‌ حسین‌(ع) پاداش‌ دارد

حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌(ع) فرمود:

))ان‌ البكا والجزع‌ مكروه‌ للعبد فی‌ كل‌ ما جزع‌ ما خلا  البكا والجزع‌ علی‌ الحسین‌ بن‌ علی‌ فانه‌ فیه‌ ماجور((

گریستن‌ و بی‌تابی‌ در تمام‌ سختی‌ها و مصایب‌ ناپسند است‌، مگر در مصیبت‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) كه‌ آدمی‌ در این‌ گریه‌ و جزع‌ پاداش‌ نیز خواهد داشت‌.(24)

----------------------------------------------------------------------------

(1)بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 82

(2)بحارالانوار، ج‌ 34، ص‌ 372

(3) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 812; امالی‌ صدوق‌، ص‌ 611

(4) امالی‌ صدوق‌، ص‌ 731، كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 801; بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 482

(5) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 471

(6) كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 09; بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 112

(7) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 982

(8) سوره مریم، آیه 7

(9) كامل‌ الزیارات‌، باب‌ 61، ج‌ 4

(10) بحارالانوار،  ج‌ 41، ص‌ 081

(11) بحارالانوار، ج‌ 34، ص‌ 542

(12) بحارالانوار، ج‌ 41، ص‌ 081

(13) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 75

(14) اشك‌ روان‌، ص‌ 044

(15) كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 77، باب‌ 52

(16) بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 103

(17) بحارالانوار، ج‌ 41، ص‌ 861

(18) بحارالانوار، ج‌ 41، ص‌ 281

(19) بحارالانوار، ج‌ 41، ص‌ 753

(20) اشك‌ روان‌، ص‌ 144

(21) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 311

(22) بحارالانوار، ج‌ 54، ص‌ 892

(23) اشك‌ روان‌، ص‌ 144

(24) كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 001، بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 192.

 




طبقه بندی: امام حسین،
برچسب ها: الله، پیامبر، امیرالمومنین، حضرت زهرا، امام حسن، امام حسین، امام سجاد،
[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ عبد ]
بسم الله الرحمن الرحیم

عاشقی را به وجد می آری
یوسفانه تبسمی داری
به کدامین ملیح رفتی که 
چهره ای سبز و گندمی داری

شهادت سلطان جود و کرم، حضرت جواد الائمه(سلام الله علیه) را به محضر حضرت رضا و حضرت معصومه( سلام الله علیهما) و حضرت بقیة الله(عجل الله فرجه) و اهل بیت(علیهم السلام) و شعیان آن امام همام  تسلیت عرض می کنیم.
باشد که با ظهور حضرت صاحب الزمان(عجل الله فرجه) دل اهل بیت( علیهم السلام) شاد گردد تا انتقام از دشمنان و قاتلین اهل بیت( علیهم السلام) بگیرد.

اللهم العن هارون و مأمون ( لعنة الله علیهما)

یا رب الجواد بحق الجواد اشف صدر الجواد بظهور الحجة
الهی آمین



طبقه بندی: امام جواد،
برچسب ها: الله، عاشق، یوسف، سبز، گندم، شهادت، کرم، حضرت، جواد، الائمه، رضا، معصومه، امام، بقیة الله، اهل بیت، شیعیان، ظهور، دل، شاد، انتقام، دشمن، قاتل، لعن، هارون، مأمون، رب، حق، الهی، آمین،
[ سه شنبه 25 مهر 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ عبد ]
نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر دادن حضرت زهرا(سلام الله علیها) از آینده

مروی است كه چون سرور عالمیان و بهتر آدمیان محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) از این دار فانی بسرای جاودانی ارتحال فرمود، ابوبكر لعین بتعدی و جلافت تخت خلافت را از صاحبش گرفته به تحت تصرف درآورد، فدك را را از فاطمه سلام الله علیها بضعة الرسول غصب كرد و كس فرستاد و ضابط آن حضرت را از آنجا اخراج كرد. حضرت فاطمه سلام الله علیها به نزد آن ملعون زمین و زمان ابوالمكر یعنی ابوبكر لعین رفته و در آن باب سخنان گفت و حقیقت خود را به حجج و دلائل بر همگان ثابت و روشن ساخته غبار شبهات از ساحت خاطر رفت و خطبه ای كه آنحضرت در آن مجلس خوانده در كتب معتبره مذكور است و ایراد در این مقام از طریقه ایجاز دور است. القصه ابوبكر در آن بحث ملزم و از جواب آن عاجز گردیده ناچار شدی در آن باب نوشت كه فدك حق فاطمه است باید كسی معترض آن نشود. حضرت خیرالنساء سلام الله علیها سند را گرفته بیرون آمد.عمر بن خطاب علیه اللعنة و العذاب الالیم بدان سیده مظلومه برخورده، احوال پرسید كه منازعه شما با خلیفه به كجا رسید،‌ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود این نوشته اوست كه فدك حق من است و كسی در او مداخله ننماید. عمر لعنة الله علیه از این خبر آشقته گردید و دست تعدی دراز كرده نوشته را از دست آنحضرت كشید و در هم درید. آن مظلومه از آن حركت محزون گشته با جان خسته دل شكسته زبان به نفرین آن بی دین گشوده فرمود: یابن الخطاب مزق كتابی مزق الله بطنك یعنی كتاب مرا پاره كردی خداوند شكمت را پاره كند، پس دعای آن مظلومه قرین به اجابت گشته آن ستم كیش را عاقبت شكم دریدند و روح پلیدش را در مقر سقر رسانیدند .لعنت خداوند و بندگان پاكش بر عمر و اتباعش باد(1)

---------------------------------------------------------------

(1) كتاب تحفة المجالس،‌ معجزه دهم از باب معجزات سیده ی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله و صلواته علیها




طبقه بندی: حضرت فاطمه زهراء،
برچسب ها: الله، خبر، حضرت زهرا، زهرا، آینده، سرور، محمد، مصطفی، ارتحال، ابوبکر، عمر، خلافت، صاحب، غصب، فدک، فاطمه، حجج، شبهات، خطبه، مقام، خیرالنسا، خیرالنساء، سلام، سند، خلیفه، دین، کتاب، دعا، سقر، لعنت، خداوند، معجزات، تحفة المجالس،
[ شنبه 22 مهر 1391 ] [ 03:35 ب.ظ ] [ عبد ]
نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امام حسن علیه السلام در راه مكه و خبر از آینده

در یكی از سالها، امام حسن مجتبی علیه السلام پیاده از مدینه به مكه رهسپار شد به طوری كه پاهایش آماس كرد. در مسیر راه، یكی از خدمتكاران عرض كرد:« اگر سوار شوید، این آماس رفع می گردد»

امام حسن علیه السلام فرمود:«نه، وقتی كه به منزلگاه بعدی رسیدیم، سیاهپوستی نزد تو آید و روغنی همراه دارد، تو آن روغن را از او بخر و چانه نزن.»

خدمتكار: پدر و مادرم به قربانت، ما به هیچ منزلگاه وارد نشده ایم كه به دوافروشی برخورد كنیم.

امام حسن علیه السلام: آن مرد نزدیك منزلگاه بعدی است.

خدمتكار میگوید حدود یك میل( دو كیلومتر) از آنجا گذشتیم، ناگاه آن سیاهپوست پیدا شد، امام علیه السلام به من فرمود: نزد این مرد برو و روغن را از او بگیر و قیمت آن را به او بده.

من هم نزد سیاهپوست رفتم و تقاضای روغن نمودم.

سیاهپوست: این روغن را برای چه كسی میخواهی؟

خدمتكار: برای حسن بن علی (صلوات الله علیهما)

سیاهپوست: خواهش می كنم مرا نزد آن حضرت ببر.

من هم موافقت كردم و با سیاهپوست به حضور امام حسن علیه السلام آمدیم.

سیاهپوست عرض كرد: پدر و مادرم فدایت، من نمی دانستم كه روغن را برای شما می خواهد،‌ اجازه بده قیمتش را نگیرم زیرا من غلام شمایم،‌ از خدا بخواهید به من پسری سالم عنایت كند كه دوست شما اهل بیت باشد،‌ زیرا وقتی كه از نزد همسرم جدا شدم درد زایمان داشت.

امام حسن علیه السلام فرمود: به خانه ات برو كه خدا پسری سالم به تو عطا فرموده است و او از شیعیان ما می باشد.

سیاه پوست همان دم به خانه اش بازگشت و دید همسرش پسری سالم به دنیا آورده است، سپس به محضر امام حسن علیه السلام برگشت و خبر ولادت پسر را به آن حضرت داد و برای آن حضرت دعا كرد.

امام حسن علیه السلام از آن روغن به پایش مالید، بر اثر آن ورم پاهایشان برطرف گردید.(1)

این پسر بزرگ شد و بعدها از یاران و دوستان مخلص آل محمد صلی الله علیه و آله گردید و به عنوان شاعر و مداح اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین با نام « سید حِمیری» مشهور گردید،‌ كه به گفته بعضی او 2300 قصیده در شان خاندان رسالت صلوات الله علیم اجمعین سروده است.(2)

 

---------------------------------------------------------

(1) اصول كافی، ج1، ص 463 - الخرایج راوندی، ص 220و 221

(2) سفینة البحار، ج1،ص306




طبقه بندی: امام حسن،
برچسب ها: الله، امام، امام حسن، مکه، آینده، خبر، آماس، سیاه پوست، روغن، حسن بن علی، مادر، شیعیان، پسر، همسر، دعا، ولادت، قصیده، اهل بیت، رسالت، محمد،
[ جمعه 21 مهر 1391 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ عبد ]
نظرات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سؤال می کند از خود هنوز آهویی

که بین دام و نگاهت کدام صیاد است...

 

شهادت جانسوز آقا علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه) را به محضر اندوهگین حضرت صاحب الزمان(عجل الله فرجه) و حضرت معصومه(سلام الله علیها) و جمیع اهل بیت(علیهم السلام) و شیعیان تسلیت عرض می کنیم.

خداوند سایه صاحبمان را بالای سرمان حفظ کند و با مژده ی ظهور آن حضرت قلب نازنینش را شاد گرداند.

 

اللهم العن هارون و مأمون بعدد ما احاط به علمک

یا علی




طبقه بندی: امام رضا،
برچسب ها: الله، آهو، دام، نگاه، صیاد، شهادت، علی، موسی، رضا، صاحب الزمان، خداوند، ظهور، قلب، شاد، یا علی، علم، لعن، هارون، مأمون، مامون، عدد،
[ چهارشنبه 19 مهر 1391 ] [ 10:35 ق.ظ ] [ عبد ]
نظرات
درباره وبلاگ

نویسندگان
امار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب